خدای خودم
پروردگارا دوستت دارم
به خاطر اینکه به این اسانی میتوانم بگویم دوستت دارم،دوستت دارم
به خاطر همه چیزهایی که به من دادی و ندادی ،دوستت دارم
به خاطر لحظاتی که به دعایم گوش میدهی،دوستت دارم
شب که خانواده ام را میبینم،دوستت دارم
وقتی در لحظات احتزار تنها تو را دارم دوست دارم بگویم،دوستت دارم
وقتی در عباداتم سستی میکنم و تو به روی خود نمیاوری چه بگویم جزاینکه،دوستت دارم
کاش کمی سختگیر بودی تا حداقل زورکی هم که شده مزه عبادتت رابیشتر میچشیدیم اما حالا که نیستی میخواهم بگویم،دوستت دارم
اینها که گفتم همه بهانه بود بگذار بگویم،خدا جانم دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 12:14 توسط خودم
|
بعضی ها آسمون و ریسمون رو به هم می بافن، شکافتنیه، اما من به هم می دوزمشون، اونم با یه نخ خارجی (اسم کشور رو نمی گم تبلیغ نشه) همین جا، در نخ سوزن