برف میاد دون دون، پشت خونه عمه جون

داداشم عروسی داره، تشریف بیارید همتون

بله دیگه بعد از 36-35 سال و اندی بالاخره برادر منم نومزد کرد.

به سلامتی انشاا... . قسمت شما بشه

خوب خبر خوب بعدی اینکه، با وجود دو تا امتحان و یه کنفرانسی که همه کلاس داشتیم، اونم چی؟ همه، اونم چی؟ به نوبت، بدو تو پنج دقیقه حرف بزن، برگرد، زیادتر نشه ها! استاد هم مثل ماها، نرفت سر کلاس.

یه چیزی کشف کردم امروز

برخلاف بارون که دل آدم و می گیرونه، برف بازش می کنه

و دیگه اینکه

از اونجایی که هر کس دوست داره، پاش رو تو یه تیکه برف پا نخورده بذاره، و بعدش هم با خوشحالی برگرده و جای پای خودش و نیگا کنه، علاقه ی انسان رو به ماندگاری و ماندگار موندن دریافتم.

 

For the cosy mornings....
For the warm winters....

 For understanding the silences...
For the silly pampering... .

For the surprise hugs....
For the stolen kiss....

For being an angel...
For being all that you are...

 All I can say is....
...I deeply deeply love u...

 And its a blessing....
To have you in my life...